حاجی...
ی سال شد...
ک رفتی...
پر کشیدی...
و ب آرزوت رسیدی...
الان آتش داره زبانه میکشه...
نمیدونیم الان روضه ی مادر بخونیم..
یا روضه ی خیمه های امام حسین رو...
یا روضه ی علقمه برای دستات...
یا روضه ی علیاکبر برای پیکر اربا اربا..••
هِـزآرشَببہسـَحرآمدوسَـحرشُـدشـآمـ••
ولــیشَبیڪہتورَفتـی••
سَـحرنـگشتِہهَــنوز:)•• . .
رفتۍ! ولۍهستی :) هستۍ.. ولۍنیستی" کلماتجنگدارنباهم.. سربودنونبودنت(:"
عَجـبدآغِـیبَرروےدِلـــ هآمونـ نِشستہ••
امشب..
هر ثانیه ـش..
ب اندازهٔ ی سال نبودنت..
درد داره حاجی..
#دِلــمتَنگہیِہسَردآرِ|••
#شهآدتــتمبآرڪ|••
#حضرتعشق :)|••
برچسب:
نویسنده: میلاد باقری